سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
شاید آن نقطه ی نورانی چشم گرگان بیابان است
تصاویر زیباسازی وبلاگ

تصاویر زیباسازی وبلاگ


   1   2   3   4   5      >



نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: شنبه 30/2/91
  • زمان: شنبه 30/2/91

اسلحه رازهای برادرم را فاش نکرد....


راز آنجا بود که روی دستهای خالی اش


خون هم سنگرش خشکیده بود....






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: شنبه 23/2/91
  • زمان: شنبه 23/2/91

دستهایت را به من بده...


این دستها را باید قاب طلا گرفت...


هر روز گرد گرفت و


عاشقانه بوسید....


مادرم روزت مبارک....


 






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: سه شنبه 19/2/91
  • زمان: سه شنبه 19/2/91

مدت هاست روی ویلچرش به                                                   


درب ورودی آسایشگاه چشم دوخته....


آرام قطره ی اشکی از گوشه ی       


چشمانش سر می خورد....


اما بازهم در این فکر است


نکند مریض شده باش


که به دیدنم نیامد....


 



 


 


 


 






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: سه شنبه 19/2/91
  • زمان: سه شنبه 19/2/91

حتی زنبورها هم اورا نیش نمی زنند


که خونش از سم نفرت آکنده است....






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: سه شنبه 19/2/91
  • زمان: سه شنبه 19/2/91

به خاطره هایش با تو فکر میکند....


روزهای رفته ی مان یادت هست؟


"من"...."تو"...."پدر"....


وروز های سختی که "او" رفت و


"من" ماند و "تو"....


و به آینده ای میاندیشد که "من"


بماند تنها....


اشکهایش راببین!!!!


طاقت نمی آورد دیگر.....


دخترت را میگویم


مادر.....


 



 


 


 






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: سه شنبه 19/2/91
  • زمان: سه شنبه 19/2/91

برایت بمیرم...


چین و چروک به صورتت نشسته...


مادر!!!!!!


چه کسی موهایت را سفید کرد؟؟؟؟


شب بیداری هایت...


غصه هایت...


رنج هایت؟؟؟؟


چه کسی غم به دلت گذاشت؟؟؟؟


بگو تا به خدا بگویم هرگز از او نگذرد....


مادر!!!!!


مسبب تمام چروک های صورتت منم....


تمام فکرهایی که پیرت کرد....


حلالم کن که به هیچ کس جز تو


اینقدر مدیون نیستم....


آه مادر!!!!


تو هم از من بگذری...خدا از من نمی گذرد....


 







نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: سه شنبه 19/2/91
  • زمان: سه شنبه 19/2/91

حالا که گذشته است روزهای


تجربه های تلخ...


می فهمم....


که هیچ کس برایم مثل تو غصه نمی خورد....


هیچ کس برایم از ته دل آرزوی خوشبختی نمیکند....


هیچ کس دلواپسم نمی شود....


و هیچ کس مرا از ته دل...


صادقانه می گویم،ته دل...


دوست ندارد...


هیچ کس مثل تو با اینکه می آزارمت مرا


نمی بخشد....


و هیچ کس از ناراحتی ام قلبش به


لرزه نمی افتد....


همیشه عشق بی دریغ تو....


محبت بی منت تو مال من است...


حتی اگر بمیرم و در خاک بپوسم


طرح نام قشنگت بر لبهایم خواهد ماند


مادرررررررررررررررررر


باتمام وجوددوستت دارم و می بوسم


دستهایی را که عطر بهشت می دهند....


 


تقدیم به مادر نازنینم و همه ی مادرهای دنیا


 


پیشاپیش روزت مبارک مامان جوووووونم


 



 






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: سه شنبه 19/2/91
  • زمان: سه شنبه 19/2/91

خسته....


تاک بی بر.....


نه حتی در انتظار شراب شدن....


اینجا که دانه ای نیست


کشمشی نباید....


وحتی برگی برای نشخوار....






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: شنبه 16/2/91
  • زمان: شنبه 16/2/91

به تو مشکوکم....


به دوستت دارم هایت...


به عشق ورزیدن هایت....


من مشکوکم به این که


مانده ای یا نگهت داشته ام؟؟؟؟


مشکوکم به مال من بودنت....


مشکوک...






نوشته های من

  • نویسنده: دریا
  • تاریخ: شنبه 16/2/91
  • زمان: شنبه 16/2/91

چقدر خستگی خسته می کند مرا..........




   1   2   3   4   5      >
تصاویر زیباسازی وبلاگ

اخرین مطالب

کد لیست آخرین مطالب پارسی بلاگ

2musicweb - 2musicweb

mouse code|mouse code

کد ماوس